محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
192
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
البته كسانى نيز چون نويسندهء البحر المحيط « 1 » بر ايناند كه كارى كه جادوگران كردند نه از روى ادب و فروتنى كه از سر غرور و خودپرستى بود و از روى پشتگرمى و اعتمادى كه به چيرهدستى خود در جادوگرى داشتند ، نيز مىخواستند با اين شيوه موسى را به چيزى نگرفته باشند تا روحيهء آنان سست و لرزان گردد و در برابر ، موسى نيز كه مىدانست راه و كارش حق است و يقين داشت كه خدا جادوى آن را نقش بر آب خواهد كرد - چنان كه گفت : « اين جادوها را كه شما آوردهايد ، خداوند به زودى بر باد مىدهد « 2 » » - استوار و پشت گرم ، آنان را بر خود پيشى داد . اين هم ديدگاه سيد قطب : اين كه جادوگران به موسى گفتند ، نخست تو مىافكنى يا ما بيفكنيم و موسى گفت نخست شما بيفكنيد ، آشكارا بوى تحدّى و هماوردطلبى مىدهد ، چنان كه نشانگر اين نيز هست كه آنان به چيرهدستى خود در جادوگرى چنان مطمئن بودند كه مىپنداشتند پيروز مىشوند . از سوى ديگر اين گفتوگو نشانگر اين نيز هست كه موسى تا چه پايه و مايهاى به خود و خداى خود اعتماد و دلگرمى داشته است كه از هماوردطلبى جادوگران هيچ پروايى نداشته و جادوگران و سخن آنان و هنر آنان و هماوردطلبى آنان را به هيچ نگرفته بوده است ؛ و از سوى ديگر از ايمان و اعتماد و اطمينانى كه در آن سوى اين واژه نهفته است ، پرده برمىدارد . و اين از شيوههاى قرآن است كه چه بسا چندين هالهء معنايى را آويز يك واژه مىكند و با يك واژه چندين پرده از معنا پيش روى خواننده مىگشايد . « 3 » به هر روى ، جادوگران « 4 » پشتگرم به پيروزى ، پا پيش نهادند و « ريسمانها و
--> - ساحران در عهد فرعون لعين * چون مرى كردند با موسى به كين ليك موسى را مقدم داشتند * ساحران او را مكرم داشتند زانك گفتندش كه فرمان آن توست * خواهى اول آن عصا تو فكن نخست گفت نى اول شما اى ساحران * افكنيد آن مكرها را در ميان اين قدر تعظيم دينشان را فريد * كز مرى آن است و پاهاشان بريد ( مترجم ) . ( 1 ) . تفسير البحر المحيط ، 4 / 361 . ( 2 ) . « ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ » ( سورهء يونس ، آيهء 81 ) . ( 3 ) . فى ظلال القرآن ، 3 / 1349 . ( 4 ) . دربارهء شمار جادوگران ، مفسران و مورخان سخنان شگفت و گزافهآميز و گيجكنندهاى گفتهاند ؛ همچون :